
گفته اند آزادى زن معیار آزادى هر جامعه اى است. باید افزود در جامعه اى که زن از حرمت٬ حقوق برابر٬ امنیت و آزادى برخوردار نیست٬ آن جامعه تماما اسیر است.چگونه میتوان احساس خوشبختى و آزادى کرد وقتى تبعیض براساس جنسیت هنوز زندگیها را نابود میکند٬ فرهنگ ضد زن را تولید و بازتولید میکند٬ مردسالارى و خشونت را تحکیم میکند٬ و زخمى عمیق بر پیکره انسانیت میکشد؟
رسیدن به فردائى بهتر٬ جهانى بهتر٬ هدف هر جنبشى است که براى دنیائى متکى بر آزادى و حقوق و رفاه همگان تلاش میکند. جنبش زنان تاریخ جنبشى بوده است ضد تبعیض٬ ضد نابرابرى٬ ضد مردسالارى و علیه سنتهاى ضد زن.
پس از اینکه در 1400 سال قبل کشور ایران مورد هجوم اعراب قرار گرقت و ضرباتی سخت به تمام فرهنگ و سنن ایرانیان زد ه شد جایگاه زن ایران که تا زمان قبل از آن جایگاهی پویا و اجتماعی بود مورد هجوم افکار مذهبی قرار گرفت و به پایین ترین درجه نزول کرد.شاید تا قبل از حمله اعراب نیز زنان از زمان کوروش کبیر تا ساسانیان مراحل مختلفی را طی نموده بودند و از فرماندهی نیروی دریایی گرفته تا سر کارگری کارگران کاخهای هخامنشی و خانه داری و تعلیم و تربیت فرزندان.
اما مهمترین مسئله این شد که با ورود اسلام دیگر آنطور که باید زن ایرانی یا بهتر است بگویم زن مسلمان آن جایگاه حققیقی خویش را بدست نیاورد و همواره یک انسان درجه چندم در تمام مسائل شد .به تمام خواسته های زن بی توجه ای خاصی شد و تنها ملاک بر این شد که آرامش زن در گروه آرامش مردان است و زن ایرانی حق انتخاب ندارد،اما خوب با تمام این اوصاف ایران تنها کشوری بود که با هجوم یک دین و فرهنگ غیر دمکراتیک و انسانی تن به ذلت نداد و بارها در سراسر ایران خیزشهای مختلفی چون خرمدینها و ....برپا شد تا حق ایرانیان برگردانده شود که به دلایل مختلف موفق نشدند.
در این چند خط هدف بازگویی تاریخ نیست و اصولان نیز وقت آن نیست مهمترین مسئله ای که امروز و پس از1400 سال مورد توجه است نقش زنان از 30 یا بهتر است بگوییم 50 سال قبل است که درتاریخ ایران محسوس بوده و دست به شگفتی ها زده اند.
تا قبل از شورش مردمی در سال 57 که به اشتباه انقلاب نامیده شده است زنان نقش بسزایی در یک تغییر مهم در ایران داشتند. مدیریت ملکه ایران و شرکت دادن زنان ایرانی در تمام مسائل اقتصادی و اجتماعی و رخدادی به نام انقلاب سفید که توسط محمدرضا شاه انجام شد و شرکت فعال زنان در حوزه های نظامی و ....به صورت حرفه ای همه و همه آغاز آن شد که زن ایرانی از خانه خویش بیرون آید و چادر و یا شال خویش را بر کمر ببندد و در خوشبختی و آرزوهای خویش وهموطنانش شریک و پویا شود.
این آغاز راه بود و به مانند تمام آغاز ها با نقصهایی همراه بود،اما مهمترین حضور زنان در آن زمان شرکتشان در رخدادی به نام انقلاب بود که مهمترین حرکت سیاسی یک کشور به شمار می آید . در این حرکت زنان ایرانی چه با اعتقادات اسلامی و چه غیر اسلامی دریک حرکت مردمی که توسط غیر ایرانیان برنامه ریزی و رهبری شد و هدفش تنها کسب قدرت برای اهداف دینی فروشانی متعصب و پایداری یک تفکر سنتی و متحجر بود در کنار مردان و دوش به دوش آنان به مبارزه پرداختند . مبارزه ای که از روی بی اطلاعی و نا آگاهی از هدف آن بود و اولین نتایج پیروزی این مبارزه برخورد با زنان و خواسته های آنان بود .اما نقش زنان همین جا تمام نشد و بعد از این پیروزی به اصطلاح مردم ایران یا بهتر است بگوییم، مذهبی که تمام فرهنگ و سنن ایران را مورد هجوم قرار داد و به دشمنی با ملت ایران برخاست بارها دست به دامن حضور زنان شد و یا خود به سراغ آنان رفت.
در جنگ ایران و عراق ،زنان ایران با گذشت از تمامی وابستگی های احساسی فرزندان و همسران و برادران خویش را روانه نبرد در میدان جنگ کردند و خود مشغول به فعالیتهای خدماتی شدند.در این سالها زنان به نشانه اعتراض به خیابهانها رفتند و شعار علیه کشورهایی دادند که همزمان دولت ایران مشغول معامله با آنان بود تا وسایل نابودی فرزندان ایران را با خرید اسلحه به بهانه دفاع از خاک ،ناموس و دین فراهم سازد.
زنان از احساس خود عبور کردند و عشق خود را به دست گلوله سپردند .هر کس به نشانه علاقه خویش به دین یا کشورش که آن روزها به اصطلاح کنار هم هم خوان شده بودند، تا برای خوشبختی مردمی که بتوانند این دو را کنار هم حفظ کنند کاری شگرف و آسمانی انجام دهد.اما این جنگ با تمام حقایق آشکار و پنهان تمام شد که چه بسا هنوز بسیار ازافراد به خصوص زنان و مادران در حال پس دادن تاوان آن هستند.همسری با نقص عضو یا از بین رفته ،و مادری با درد مخارج فرزندانش و قربانی شدن یک جامعه برای یک خواست فردی.
اما نقش زنان در جامعه به همینجا ختم نشد و پس از جنگ در سالهای 67 زنان باز در صف اولین قربانیان یک حکومت دیکتاتور قرار گرفته و به خاطر افکار شخصی خویش در زندانهای اسلامی مورد تجاوز قرار گرفتند و اعدام شدند.تمام این اتفاقات به بهانه دگر اندیشی و با مجوز از خدای حکومت انجام شد.باز زنان به پرداخت هزینه های سنگین تن دادند و با مسئله حجاب اجباری و قوانین اسلامی به زیر یک پارچه سیاه رفتند و مجبور شدند سالها تمام غرایز زنانه خود را مشکی ومرده جلوه دهند.
به زندان رفتند تحقیر شدند و اعدام.....
هر از گاهی نیز سنگسار جان یک زن ایرانی را گرفت.همه و همه به خاطر حفظ یک باور مذهبی.
این دختران ایرانی بودند که مورد حمله قرار گرفته و در جای جای جهان به اسارت درآمدند و مورد تجاوز جنسی قرار گرفتند و رخدادی شبیه آنچه که در 1400 سال قبل توسط اعراب انجام شد.
براستی که آن واقعه در 1400 سال قبل امروز نیز در حال تکراراست ،و بار دیگر این دین فروشان هستند که به فرهنگ ایران و خاک ایران هجوم آورده اند تا تمام تاریخش را نابود ساخته و حتی پارسی زبانان را عرب زبان کنند.زنان را به پستوی خانه ها باز فرستند و تفکر خویش را جهانی سازند.اما پس از سکوتی نه چندان طولانی فریاد آزادی خواهی زنان برافروخته شد و با طرح مسائلی چون تغییر قوانین تبعیض آمیز پا به عرصه مبارزه گذاشته و خواهان گرفتن حق خود شدند.
در این میان نیز مردان در کنار آنها به مبارزه برخواسته و این فریاد را به حق دانسته و وظیفه خود پنداشتند که بار دیگر با زنان ایرانی به دور از هر تبعیض جنسی یا تفاوت جسمی پا به عرصه آزادی و برابری بنهند.از برگزاری جلسات مختلف کمپین یک ملیون امضا گرفته که حرکتی شگرف در تمام کشورهای اسلامی بود وبارها دستگیری عوامل این طرح و عقب نشینی نکردن زنان ایرانی،همه و همه عزم راسخ زنان ایرانی را نشانگر است.اما شاید امروز کمتر کسی باشد که بخواهد نقش زنان را در تغییر اوضاع کنونی کم اثر بخواند.بارها در همین دوسال گذشته حضور زن ایرانی در موارد مختلف نشانگر آن شد که تغییر یک جامعه بدست زنان آن است.
حضور درخیابانها برای فریاد برابری خواهی و تغییر برای برابری.
حضور در خیابانها و اماکن مختلف برای دفاع از نام و تمامیت ارزی ایران
حضور در صف اول و مورد هجوم قرار گرفتن توسط حکومتی که قصدش تنها ضرب و شتم بود.
کتک خوردن و آسیب دیدن زنان در خیابانها در مقابله با حکومتی که به زور میخواهد آنها را باز به زیر چادر سیاه برگرداند تا به اهداف خویش برسد.
دفاع از پسران و مردان در خیابانها در مواقعی که مورد هجوم حکومت قرار گرفتند.
و چه بسا بارها هر زنی به تنهایی در مکانهای خلوت با مردان حکومت مقابله کرد و به زیر چادر سیاه نرفت و فریاد آزادی پوشش خود را به تمام جهانیان رساند.
امروز میبینیم چگونه زنان در تمام برنامه ها شرکت فعال دارند و براستی باید گفت این زنان هستند که ایران را آزادخواهند کرد و بار دیگر شکوفا.حکومت دیکتاتور به قدرت زنان پی برده است و برآن است که این قدرت را از بین ببرد اما افسوس که کار از کار گذشته و زنان بر افروخته اند و تا برقرای خواسته هایشان عقب نشینی نمیکنند و خسته نمیشوند.
ایران تغییر خواهد کرد و از نو شکوفا خواهد شد چون زنان ایران این خواسته را دارند.
آرش سیاوش
ROZANEHEOMID@YAHOO.COM
